همیشه چیزی وچیزکی برای نگران شدنم وجود دارد ...دلم می خواهد مثل همان پیامی که به من رسید :

یک پیراهن چهارخانه ی مردانه از نوع جیب دارش را بپوشم و تمام نگرانی هایم راداخل جیب اش بریزم و دگمه هایش را برای همیشه ببندم

....دیگر دلم نمی خواهد کسی را کشف کنم ...من از پس همین آدم های کشف شده اش برآیم خیلی است ...مرا چه که  دوباره کاشف کسی باشم وصبور تلخی ها یش ...

 بس ام است !

/ 0 نظر / 42 بازدید